الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : شيروانى )
38
أصول الفقه ( تحرير اصول فقه ) ( فارسى )
13 . ترادف و اشتراك جايى براى ترديد در امكان ترادف و اشتراك بلكه در وقوع و تحقق آن در زبان عربى نيست . ترادف و اشتراك در يك زبان مىتواند از وضع يك واضع ناشى شده باشد ، به اين صورت كه شخص واحدى دو لفظ را براى يك معنا ( ترادف ) و يا يك لفظ را براى دو معنا ( اشتراك ) وضع كند ، و مىتواند از وضع دو واضع ناشى شده باشد ، به اين صورت كه مثلا در زبان عربى ، قبيلهاى لفظى را براى معنايى و قبيلهاى ديگر ، لفظ ديگرى را براى همان معنا وضع كنند يا قبيلهاى لفظى را براى معنايى و قبيلهء ديگرى همان لفظ را براى معنايى ديگر وضع كنند . آنگاه وقتى همهء اين لغات گردآورى مىشوند - چون همه مربوط به زبان عربى فصيح بوده پيروى از آنها واجب است - ترادف و اشتراك پديد مىآيد . 14 . استعمال لفظ در بيش از يك معنا محل نزاع ترديدى در اين نيست كه كاربرد لفظ مشترك در يكى از معانى آن با كمك قرينهء تعيينكننده روا و بىاشكال است و در صورتى كه قرينه وجود نداشته باشد ، لفظ مجمل بوده ، دلالتى بر يكى از معانى خاص خود نخواهد داشت . همچنين اشكالى در اين نيست كه لفظ مشترك را مىتوان در مجموع معانىاش از آن جهت كه مجموع معانى است ، استعمال كرد ، نهايت امر آن است كه چنين كاربردى مجاز بوده نيازمند قرينه مىباشد ، چرا كه كاربرد لفظ در معنايى است كه براى آن وضع نشده است ، زيرا لفظ براى تكتك معانى مورد نظر وضع شده ، نه براى مجموع بما هو مجموع . اختلاف تنها در اين است كه آيا ممكن است كه بيش از يك معنا از لفظ مشترك